|
تمرین با اندیشه نوشتن
|
|
|
|
||||
|
تقدیم به تمامی معلمان واقعی که آموزگار اخلاق و محبت اند
سخت آشفته و غمگین بودم … به خودم می گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند درس ومشق خود را … باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم و نخندم اصلا تا بترسند از من و حسابی ببرند … خط کشی آوردم، در هوا چرخاندم! چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید! اولی کامل بود، دومی بدخط بود بر سرش داد زدم ... سومی می لرزید ... خوب، گیر آوردم !!! صید در دام افتاد و به چنگ آمد زود ... دفتر مشق حسن گم شده بود این طرف، آنطرف، نیمکتش را می گشت تو کجایی بچه؟؟؟ بله آقا، اینجا همچنان می لرزید ... "پاک تنبل شده ای بچه بد" "به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند" "ما نوشتیم آقا" بازکن دستت را ... خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم او تقلا می کرد چون نگاهش کردم ناله ی سختی کرد ... گوشه ی صورت او قرمز شد هق هقی کرد و سپس ساکت شد ... همچنان می گریید ... مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد زیر یک میز، کنار دیوار، دفتری پیدا کرد ... گفت : آقا ایناهاش، دفتر مشق حسن ! چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود غرق در شرم و خجالت گشتم جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود سرخی گونه او، به کبودی گروید ... صبح فردا دیدم که حسن با پدرش و یکی مرد دگر سوی من می آیند ... خجل و دل نگران، منتظر ماندم من تا که حرفی بزنند شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید سخت در اندیشه ی آنان بودم پدرش بعدِ سلام، گفت : لطفی بکنید، و حسن را بسپارید به ما گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟ گفت : این خنگ خدا وقتی از مدرسه برمی گشته به زمین افتاده بچه ی سر به هوا، یا که دعوا کرده قصه ای ساخته است زیر ابرو و کنار چشمش، متورم شده است درد سختی دارد، می بریمش دکتر با اجازه آقا ... چشمم افتاد به چشم کودک ... غرق اندوه و تاثر گشتم منِ شرمنده معلم بودم لیک آن کودک خرد وکوچک این چنین درس بزرگی می داد بی کتاب ودفتر … من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ به پدر نیز نگفت آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم عیب کار از خود من بود و نمیدانستم من از آن روز معلم شده ام … او به من یاد بداد درس زیبایی را ... که به هنگامه ی خشم نه به دل تصمیمی نه به لب دستوری نه کنم تنبیهی یا چرا اصلا من عصبانی باشم با محبت شاید، گرهی بگشایم با خشونت هــرگــز ... هــرگــز.
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 18:47 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حالی که دیگر چیزی به ظهور امام زمان نمانده بود و همه زمینه ها و علایم مشخص شده بود خبرنگاران ما از درگیری شدید دو یار اصلی امام زمان یعنی شعیب بن صالح و سید خراسانی حکایت می کنند. ظاهرا شعیب از اینکه باید سید خراسانی را اطاعت نماید خسته شده و قهر نموده است تا هر آنچه خداوند و فرشتگان ایجاد کرده بودند خراب شود
حتی ملائکه (هیچ انسانی مسولیت آنرا نپذیرفته) سی دی هایی تحت عنوان ظهور نزدیک است را در تمامی مدارس و مراکز اداری و غیره پخش کرده بودند تا ملت بدانند که در چه دوران طلایی زندگی می کنند و الکی ناشکری نکنند اما چه بگویم که این دو یار غار امام عصر با هم قهر کرده اند و دنیایی را حیران لذا از ملت همیشه هشیار تقاضا داریم با توجه به اینکه این همه مدت صبر نموده بودند تا امام بیایند یک چند وقتی دیگر هم تحمل نمایند تا شاید این دو یار غار در آغوش هم روند و عدالت را از نو ارایه نمایند
+
نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 17:38 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با خودم فکر می کردم همانگونه که برای هر سال بهار و زمستانی و شروع و پایانی داریم و در پایان سال دنبال نو شدن سال بعد و رشد و شکوفایی بیشتر هستیم باید ساختار حکومت را نیز به همین شکل سامان دهیم.
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 6:28 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من از گردش ایام و آمدن بهار فهمیدم که هر دوره ای خزانی دارد. و مطمئن شدم که دوره ای جدید برای نسل آینده در راه است
+
نوشته شده در جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 21:8 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برخی ها فکر می کنند که این ها همهبه دلیل انقلاب ایران در سال 57 است! برخی نیز فکر می کنند به دلیل نزدیک شدن زمان ظهور اما زمان این اتفاقات در حال شکل گیری است. برخی نیز فکر می کنند که این کار نقشه جدید انگلیس و آمریکاست. و ... اما ما اینترنتی ها خوب می دانیم که همه این تحولات بخاطر اینترنت و بالا رفتن آگاهی مردم است. سالها بود که دیکتاتورها به مردمشان دروغ می گفتند و گنجشک را جای قناری به ملتشان می فروختند اما در فضای کنونی دیگر اینکار ممکن نیست. هر کس ادعایی کند بلافاصله دروغش برملا می شود. تقریبا همه دیکتارها از روش مشابهی برای توجیه رفتار خود بهره می گیرند. آنها با ابزارهایی که در اختیار دارند جو را طوری به نفع خودشان تغییر می دادند که ملتها گمان می بردند که اگر سایه فلانی بر سر آنها نباشد به خاک ذلت می نشینند اما دیگر حنایشان رنگی ندارد چون مردم وضعیت خود را با سایر کشورها مقایسه می کنند و متوجه می شوند که این حکومتها نه تنها باعث عزتشان نیستند بلکه عامل ذلت آنها هستند. و اینها همه بخاطر رشد اینترنت و رشد آگاهی است. بنده همینجا از همه کسانی که اینترنت را پدید آوردند تشکر می کنم و به آنها می گویم که وقتی اینترنت را ابداع کردید خودتان هم نفهمیدید که چیکار کردید اما عجب کاری کردید.
+
نوشته شده در دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 7:24 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یک انسان دانشمند به دنبال حقیقت می گردد و نظرات همه را گوش می دهد تا حقیقتی را دریابد اما یک آخوند خود را حق می داند و هر که با او بحث کند را منحرف ، کافر و مستحق نابودی می داند همین!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 21:6 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نماز وارون !!!
شایان ذکر است آنطورکه به ما گفته اند قبلا هرگاه عالمی قصد نماز باران می کرد هنوز نماز به پایان نرسیده ابرها شروع به بارش می نمودند و قطعا ایراد از این نماز نیست. لذا ما کسب تکلیف کردیم و سوال نمودیم متوجه شدیم مشکل خاصی نبوده بلکه نماز گزاران بجای آنکه نماز بارون بخوانند نماز وارون خوانده اند و بجای غرش ابرهای آسمان ، لایه های زیرین زمین غریده اند. البته تا لحظه نوشتن این مطلب هنوز مشخص نشده است که نماز را برعکس خوانده اند یا نماز گزاران سر و ته ایستاده بودند يا قبله نما نداشتند. اما برای پیشگیری از حوادث مشابه و رعایت حال ملت ستاد حوادث غیر مترقبه ، خواندن نماز باران را تا اطلاع ثانوی ممنوع اعلام کرد.
+
نوشته شده در دوشنبه ششم دی 1389ساعت 16:50 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
طنز >> وزیر صنایع دستور نصب پوستر احمدی نژاد در تمام معادن کشور را صادر کرد!!! چند روز پس از حادثه ريزش معدن ذغال سنگ در راور کرمان، تلاش برای نجات معدنچيان گرفتار همچنان ادامه دارد. محرابیان وزیر صنایع که از نزدیک بر عملیات امداد و نجات در این معدن نظارت می کرد درباره جلسه اضطراری شورای ایمنی معادن کشور گفت: طی ابلاغیه ای به تمام معادن کشور دستور داده شد تا برای جلوگیری از ریزش دیوار معادن و کشته شدن صدها کارگر، تصویر آقای احمدی نژاد در داخل تمام معادن فعال کشورنصب گردد. گفتنی است استاندار کرمان اخیرا خبرداده است که نصب عکس محمود احمدی نژاد باعث شده دیوار یکی از منازل مناطق زلزله زده تخریب نشود.
+
نوشته شده در جمعه سوم دی 1389ساعت 9:31 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یکی از نظرات او مرا واقعا منقلب کرد و باعث گردید که بیشتر از اینها به اعمالی که از روی عادت انجام می دهیم بیاندیشم این جمله از ایشان است: "من سالهاست که در برابر قمه زنی و زنجیر زنی و سینه زنیهای نمایشی ایستاده ام. زیرا بعضی گروهها آمدند و قمه زنی را اختراع کردند، در حالی که چنین کارهایی از علمای گذشته و امام و پیامبری دیده نشده است" ایشان با سینه زنی و نوحه خونی های نمایشی کاملا مخالف بود و در جایی فرموده بودند این کارها مکروه است و اگر کسی واقعا می خواهد امام حسینی باشد باید در مقابل ظلم بایستد و یا گفته بودند به جای این کارها اگر راست می گویید بیایید با مظهر ظلم یعنی اسراییل بجنگید خب وقتی می اندیشم می بینم حق با اوست امروزه مردمان زیادی را می بینیم که زیارت عاشورای آنها ترک نمی شود اما با آنکه ظلم و ستم و بی عدالتی را در این کشور می بینند سکوت می کنند و برخی حتی حاضر نیستند به این مسائل فکر کنند و اما مطلبم را با سخن دکتر علی شریعتی به پایان می برم که می فرماید: "در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد"
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 20:43 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
من نفهمیدم!
تو می گی که آمریکا و اسراییل و منافقین دانشمند هسته ای را ترور کردند اما اینو نفهمیدم که چرا اول اعلام کردی که سه ترور انجام شد و مشخصات ترور سوم را هم دادی اما بعد خبرش را برداشتی تو می گی منافقین خودشون با ریاست دانشگاه شهید بهشتی تماس گرفتند و مسئولیت ترور را به عهده گرفتند اما اینو نفهمیدم که رییس دانشگاه چطوراز پشت تلفن متوجه شد که اونا منافق هستند، مگر با منافقها آشنا بوده!!! و اگر این حرف درسته چرا فقط به شما گفتند ولی همه جا تکذیب کردند تو می گی استکبار دانشمندان و دانشگاهیان ما را هدف گرفتند اما اینو نفهمیدم که چرا تو هم همون هدف را داری و گاه و بی گاه به دانشگاه حمله می کنی یک چیز دیگه را هم نفهمیدم استکبار با دانشمندان ما مخالف هست یا با مسئولان ما ! بهتر نبود استکبار در کنار ترور دانشمندان ما چند تا از مسئولین ما را یک کم ترور می کرد
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 9:12 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شما از کدوم طیف حمایت می کنید؟ چپی هستید یا راستی! چپ سنتی ! اصولگرا ! اصلاح طلب! اصلا می ریم جلوتر ... شما شیعه هستین؟ کدوم شیعه آخه ما هفتاد فرقه شیعه ایم! سنی هستین از کدام فرقه ؟ .... منظورم از این مطالب فقط اینه که بدونیم ما مسلمانها خیلی گروه گروه هستیم همه هم فکر می کنیم که حقیم و صراط مستقیم را پیش گرفتیم . اما باید بگویم ما خودمان را گول می زنیم راه حقیقی از کنار آیه ای می گذرد که همه ما آنرا می دانیم اما نسبت به آن غافلیم. آیه ۱۰۳ سوره آل عمران می گوید وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّـهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ و همگی به ریسمان خدا ، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفرهای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید. خب موضوع به همین سادگی است ما باید حول محور خدا و خداپرستی با هم باشیم نه مسائل دیگر . با این ایده قران نه تنها مسلمانان بلکه همه ادیان می توانند با هم شوند.
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 21:17 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||
|
در آن زمان خیلیها گفتند این کار برای رفاه حال مردم در نظر گرفته شده اما نتیجه آن این شد که پس از 6 سال حالا می خواهند پوست مردم را با طرح هدفمندی یارانه ها بکنند. محاسبه ساده ای نشان می دهد که اگر افزایش 20 درصدی ادامه می یافت قیمت بنزین در سال 90 در حدود 430 تومان بود که در حد همان بنزین آزاد است.
این را گفتم که عمق خیانت و حماقت کسانی که ما را به بیچارگی و بدبختی می کشانند ، بدانید
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 21:12 توسط میم الف
|
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
|
|
||||
نصیحت به ملا
صاحب خردی ملایی را نصیحت می فرمود که هان ای حاجی از چه روی رای مردم را بدزدیدید و بسیاری بکشتید و سپس با دروغها و تهمتهای واهی نخبگانتان را یا بگرفتید و یا راندید آیا از خدای عز و جل نترسیدید که در روز محشر شما را در کنار اشقیا و ظالمان قرار دهد و به جهنم ببرد و بسوزاند. ملا فرمود ای مرد مگر نه اینکه خدا و روز جزا را خود به تو یاد دادیم صاحب خرد گفت آری ملا بفرمود پس نگران ما نباش که اینکاره ایم و خود دانیم که با پروردگار چه کنیم!!!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 18:59 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حکومت بر دو نوع است
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 17:34 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یک سال گذشت و خوشبختانه هنوز حرف برای نوشتن دارم هر چند بعضی مواقع دچار خودسانسوری شدم و خیلی مسایل را ننوشتم اما مطالب خیلی زیادی هم نوشتم که خودم هم باورم نمی شد لینک بهترین مطالبی که از نظر خودم در وبلاگ قرار گرفت در زیر آمده است که می توانید مشاهده کنید پدیده احمدی نژاد
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 23:51 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
20 نکته که نمره شما را 20 خواهد کرد !!!
به نظرم آخرین سفارشات و وصایای امام علی علیه السلام خیلی خواندنی است در واقع باید آنرا چکیده ای از دستورات قران دانست که خیلی ساده در قالب ۲۰ نکته آمده است
+
نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 20:58 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
چرا ؟
اشتباه نکنید این چرا با اون چرایی که گوسفندها را به اونجا می برند فرق می کنه البته شاید هم فرق نکنه نمیدونم اما چرای من! چرا توی ذهنم مسایلی هست که نه جرات می کنم آنها را بنویسم و نه جرات می کنم با کسی مطرح کنم همین
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 10:48 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قیامت و تبدیل شکوفه به میوه
إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٍ زمان قيامت نزد خدا است و هيچ ميوه اي از غلاف خود خارج نمي شود و هيچ مؤنثي باردار نمي گردد و وضع حمل نمي كند مگر به علم و آگاهي او، و آن روز كه آنها را ندا مي دهد كجا هستند شريكاني كه براي من مي پنداشتيد؟ آنها مي گويند: ما عرضه داشتيم كه هيچ گواهي بر گفته خود نداريم!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 22:49 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مرگ
من احساس می کنم که رابطه مرگ و تولد خیلی به هم نزدیک است. اگر به جنین درون رحم مادر توجه کنیم این جنین اگر به حالت خاصی قرار نگیرد و چرخشهای منظمی نداشته باشد و خیلی مسایل دیگر را رعايت نكند ممکن است پس از تولد با نواقص شدیدی دچار شود و یا حتی سقط شود . ما همه این دوران را گذراده ایم اما هیچکدام یادمان نیست چرا؟ احتمالا جنین اینقدر باهوش نیست که حرکاتش را خود انتخاب کند بلکه به او الهام و القا می شود و به صورتی غریزی این حرکات را انجام می دهد اما نکته اینجاست که اگر در آن زمان به جنین بگویند اگر این كار را نكني در جهان بعدی کور خواهی شد او چه می فهمد که کور شدن یعنی چه اگر بگویند پایت اینطور می شود و به همین شکل او منظور را نمی فهمد چرا؟ چون هیچ شناختی از وجود چنین امکاناتی در خود ندارد. خب این جنین قطعا در رحم مادر به خود واگذار نشده و خداوند او را هم هدایت می کند اما باید با زبان خودش با او صحبت کند خب حرف من هم همین است قطعا جهان آخرتی که خواه ناخواه به آن خواهیم رفت اینچنین است و خداوند نمی تواند از جنس آن دنیا برای ما صحبت کند چون ما محدود به همین ابعاد دنیایی هستیم لذا فقط به ما حالی می کند که اگر راه خوب برویم در آن دنیا خوش به حالمان می شود و اگر بد برویم بد به حالمان می شود حتی از بعد دیگری هم می توانیم تولد و مرگ را با هم مقایسه کنیم. در هنگام تولد راه تغذیه جنین که از طریق ناف به مادر متصل است قطع می شود پس به نوعي مرگ رخ می دهد و سیستم تغذیه و تنفس جنین متوقف می شود اما مسیر جدیدی برای آن ایجاد می شود خب مرگ هم اینچنین است لذا از مرگ نباید ترسید که نوعی تولد و رفتن به مرحله بالاتر است. و حتي در بدترين شرايط هم بهتر از اين دنياست اما قطعا كسي كه اصول رسيدن به كمال را رعايت نكند در آن جهان جايگاه خوبي نخواهد يافت و بايد حسرت روزهاي گذشته را بخورد به قول مولانا : از جمادی مُردم و نامی شدم .......... وز نما مُردم به حیوان سرزدم مُردم از حیوانی و آدم شدم .......... پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم حمله ی دیگر بمیرم از بشر .......... تا برآرم از ملائک بال و پر وز ملک هم بایدم جستن ز جو .......... کل شیء هالک الا وجههُ بار دیگر از ملک پران شوم .......... آنچه اندر وهم ناید آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون .......... گویدم که انا الیه راجعون
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 0:2 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
ترک اعتیاد
با خود فکر می کردم که چه خوب است در این ماه مبارک که ماه صبر و استقامت هم می باشد عادات بد خود را ترک کنیم و نتیجه آن این شد: خدایا در این ماه مقدس می خواهم چیزی را ترک کنم که هر فردی به آن نظر کرد گرفتارش شد. خدایا تو می دانی از چه می گویم که از ناگفته های ما نیز با خبری خدایا می دانم که سخت است اما عزمم هم جزم است پس ای خدای بزرگ مرا از دست این ابزار باحال گوگل ریدر که فکر و ذهن مرا به خود مشغول کرده نجات ده. خدایا گوگل ریدر خوب بود اما من جنبه آنرا نداشتم . خدایا به هر که هر چه می دهی جنیه اش را بده
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 10:32 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 10:18 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
به عبادتت نناز که:
بدانکه ، نماز زیاده خواندن ، کار پیرزنان است ، و روزه فزون داشتن ، صرفه ی نان است ، و حج نمودن ، تماشای جهان است. اما نان دادن ، کار مردان است.
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 19:30 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نمودار زندگی
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم تیر 1389ساعت 10:2 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مهم این است که اسلام حفظ شود!
به عقیده بعضی ها مهم نیست که دروغ بگوییم بلکه مهم این است که اسلام حفظ شود! مهم نیست که به انسانهای بی پناه تهمت بزنیم بلکهمهم این است که اسلام حفظ شود! مهم نیست که به مراجع تقلید حمله کنیم بلکهمهم این است که اسلام حفظ شود! مهم نیست که انسانهای بی گناه را بکشیم بلکهمهم این است که اسلام حفظ شود! مهم نیست که در انتخابات خیانت کنید و تقلب کنید بلکهمهم این است که اسلام حفظ شود! مهم نیست که با پول بیت المال رای بخرید بلکه مهم این است که اسلام حفظ شود!
+
نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 21:31 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
تاریخ تکرار می شودبیست و یک سال از رحلت امام (ره) می گذرد، در مراسم سوگ او در کنار مرقدش نواده او را منافق میخوانند و اجازه نمی دهند سخن بگوید! سوت و کف برای این است که صدای فرزند یادگار امام را نشنوند و نگذارند تا صدایی از بیت امام به مردم برسد! تاریخ تکرار می شود، سی سال از رحلت پیامبر نگذشته بود که حسن علیه السلام را خانه نشین می کنند و در برابرش به منبر رفته و به وصی پیامبر اسائه ادب می کنند، فرزندان بوسفیان پیامبر را مصادره کرده و اولاد او را خارجی می خوانند! ده سال بعد جنازه سبط اکبر را تیرباران کرده و اجازه نمی دهند در خانه جدش یا پدرش دفن شود! بیست سال بعد در کربلا، آب را بر حسین علیه السلام می بندند و چون می خواهد کوفیان را هشدار دهد، با سوت و کف و هلهله مانع رسیدن سخن نواده رسول خدا(ص) به مردم می شوند. ما را چه شده است؟ دختران امام و همسر یادگار امام در اعتراض به حرمت شکنان، مجلس عزای پدر را ترک می کنند و به زنان مسئولین رده بالای حاضر در مجلس عتاب می کنند که شما هر چه دارید از پدر ما دارید و با ما چنین می کنید! این عتاب مرا به یاد عتاب زینب کبری و امام سجاد( علیهما السلام) در مجلس ابن زیاد و مسجد شام می اندازد، زینب آنها را " یابن الطلقاء " خطاب می کند. آری تاریخ تکرار می شود، تنها یادگار پیامبر پس از او، اندکی در میان امت درنگ کرده و به دیدار پدر می شتابد، قاتلین اصرار دارند تا شهادت زهرای مرضیه( سلام الله علیها ) را مرگ طبیعی بنامند!می گویند او نه به واسطه میخ در و سیلی و پهلوی شکسته و جنین افکنده به شهادت رسید، بلکه در جوانی در بستر اجلش رسید!، یادگار امام راحل نیز اندکی درنگ کرد و به پدر پیوست او نیز به مرگ طبیعی ، درجوانی و در بستر اجلش رسید، نمی دانم شاید دیر یا زود اجل فرزند یادگار امام هم برسد، البته به مرگ طبیعی و در بستر! عجیب است که فرزند بوسفیان تا سال 60 هجری می ماند و حکومت می کند! و عجیب تر این که آنگونه در بوقهای تبلیغاتی خود می دمد که علی(علیه السلام) آن اسوه عدالت و تقوا را بی نماز می خوانند و سب علی را مستحب می دانند و چله سب علی می گیرند! تا حاجت روا شوند! پس از او حسین ابن علی علیه السلام را خارجی و منافق می خوانند و به عنوان محارب با خدا و رسول او را سر می برند! اتفاقی که امروز رخ داد بی شباهت به صدر اسلام نیست، در جوار مرقد امام، یاران امام را منافق می خوانند و تهدید می کنند، آن روز علی و فاطمه، حسن و حسین ( علیهم السلام) ، سلمان و مقداد، ابوذر و عمارهمه خانه نشین شدند و امروز فرزندان امام راحل، شهید مظلوم بهشتی، استاد شهید مطهری، شهید عدالت قدوسی، شهید حوزه و دانشگاه مفتح،مبارز شهید منتظری،شهید غفاری، شهدای محراب( صدوقی ، اشرفی اصفهانی ، دستغیب و مدنی)، رئیس جمهور شهید رجایی، سرداران شهید همت و باکری و هزاران هزار شهید دیگر را منافق می خوانند!، کسانی که عزیزانشان را در راه انقلاب داده اند و به پاسداری خون عزیزانشان برخاسته اند. امت حزب الله؛ بسیجیان روح الله؛ خیبریون؛ بدریون؛ قدری درنگ کنید، نمی توان این خیل عظیم یادگاران شهدا را منافق خواند! نمی توان باور کرد این همه بیراهه روند و عده ای تازه به دوران رسیده و جبهه ندیده در صراط حق باشند،نه، هرگز! نوشته دکتر علی خزعلی
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 19:48 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خواب عجیب
الان ساعت حدود ۳ بامداد است و من سراسیمه از خوابی که دیده ام متعجب و نگران به سراغ جایی می گردم که بتوانم کمی آرمش پیدا کنم جایی بهتر وبلاگم ندیدم . گفتم خوابم را بنویسم و از شما هم نظر بخواهم حقیقت این است که دیروز (۱۴ خرداد) از اینکه به سید حسن خمینی در مراسم سالگرد پدربزرگش امام خمینی جسارت شد خیلی ناراحت بودم همه اش با خودم می گفتم باید کاری کرد و مدام به یاد برادر شهیدم می افتادم و فداکاری های آنها و پایمال شدن خون آنها بوسیله دوستان نادان و سواستفاده کنان و قدرت طلبان و از جور روزگار ناراحت بودم حتی برای فروکش کردن ناراحتی هایم کمی در پارک قدم زدم اما فایده ای نداشت سید حسن عشق است و نمی شود از یاد او غافل شد به هر حال با ناراحتی حدودا ساعت یک بامداد بود که خواب رفتم اما حدودا دو ساعت بعد خوابی دیدم که خواب را از چشمانم ربود خواب دیدم به گلزار شهدا رفته ایم مادر و پدرم هم بودند نمی دونم چه اتفاقی افتاد که من پیشنهاد دادم بریم و جنازه دادش را ببینیم به سراغ قبر رفتیم و در همان عالم خواب در یک لحظه خود را روبروی تابوت برادرم یافتم وقتی جنازه را دیدم یک مسئله عجیب مشاهده کردم برادرم از وسط نصف شده بود به طوریکه سر و تنه یک طرف و پاها یک طرف. انگار که آنها را با اره بریده بودند یعنی در خواب تصور ما این بود. ظاهرا قسمتی از پاها را هم بریده بودند سر برادر عزیزم هم خیلی قرمز و پر خون شده بود البته زیر پوست یعنی یک جور خون مردگی شدید بعد از خواب بیدار شدم حقیقتا خواب عجیبی بود ۱۵ سالی بود که خوابی از دادشم ندیده بودم. من در زمانیکه ۸ ساله بودم جنازه مطهر برادرم را در هنگام تشییع جنازه دیده بودم جنازه سالم بود. واقعا خواب عجیبی بود
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 4:5 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
خداوند اعمال زشتتان را هم برايتان مي آرايد تا گمراه شويدبه آيه زير كه در سوره نمل آمده است نگاه كنيد و بيشتر فكر كنيد إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ﴿۴﴾ كساني كه ايمان به آخرت ندارند اعمال آنها را براي آنان زينت ميدهيم پس ايشان سرگردان ميشوند. توضيح :يَعْمَهُونَ يعني حواسشون پرت مي شود
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 13:35 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
روح اسلاممدتهاست به این مسله فکر می کردم که ما باید به چه راهی برویم و اسلام به کدام مسیر متمایل است وقتی به آیات قرآن نگاه می کنی هم به یک جورایی مفاهیم دمکراسی را در دل آن می بینی و هم مباحثی که منجر به دیکتاتوری و مبارزه با دگر اندیشی. تا اینکه چند روز پیش در نهج البلاغه صحبتی از امام علی علیه السلام دیدم که خطاب به فردی که می خواست با خوارج بحث کند گفته بود با آنها بر اساس آیات قرآن بحث نکن بلکه با آنها بر اساس روش و سنت پیامبر صحبت کن چرا که قرآن مباحث کلی را مطرح کرده و ... . خیلی برایم جالب بود حیقتش کلید معمای من هم در اینجاست در جاییکه همه دم از اسلام می زنند و هر کس با توجه به آیه ای راهی را برگزیده باید به دنبال روش دیگری برای اثبات راه بود به این نتیجه رسیدم که بحث را ببرم به سمت روح اسلام. یعنی بیایم و بررسی کنم ببینم ماهیت واقعی اسلام چیست و بر اسان آن شاخصی برای خود انتخاب کنم خب وقتی فکر می بینم خداوند بزرگترین هدف در خلقت انسان را بندگی خود می داند خب این یعنی چه یعنی بنده هیچ کس دیگر نباید باشیم یعنی نباید فردی خود را برتر از دیگران بداند و همه باید در ر مسندی نوکری خدا را بکنند . خب ما چه راهکاری داریم تا به آن برسیم؟
+
نوشته شده در شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 23:53 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
عکسی از پدر شهید محمد جهان آرا
این مطلب جهت استحضار آن عده ای است که تصور می کنند همه ایثارگران و خانواده هایشان از یک طیف سیاسی خاص هستند؛ در حالی که تعداد قابل توجهی از خانواده های ایثارگران به دنبال حقیقت هستند و دل به شعارها نسپرده اند.
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 19:3 توسط میم الف
|
|
|||||
|
|||||